|
|
|
|
|
صورت مسئله:
میخواهيم كاري كنيم كه در يك ستون (يا هر محدوده ديگري) از كاربرگ هيچ عدد تكراري را نتوان وارد نمود و در صورتيكه اين اتفاق افتاد اكسل پيغام بروز خطا را نمايش دهد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 9:30 توسط مجید شهیدی
|
|
||
|
|
|
|
|
تابع OFFSET جهت ايجاد يك مرجع به محدودهاي كه به تعداد رديف و ستون خاصي از يك سل يا محدودهاي از سلها فاصله دارد، استفاده ميشود. در ادامه مطلب در خصوص اين تابع توضيحات بيشتري وجود دارد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 14:44 توسط مجید شهیدی
|
|
||
|
|
|
|
|
برخي از اشخاص معتقدند كه تابع IF مفيدترين فرمول در اكسل است. فرمولهاي اين تابع اجازه ميدهد تستهاي شرطي در مقادير و فرمولها انجام دهيد و تاحدي بتوانيد منطق بكا رفته در زبانهاي برنامه نويسي را تقليد نمائيد. يك فرمول IF با يك شرط شروع شده و اگر شرط صحيح باشد، تابع يك مقدار را برگردانده و اگر شرط برقرار نبود تابه مقدار دومي را كه برايش تعيين شده برميگرداند. براي بهتر شناختن اين تابع بر روي ادامه مطلب كليك نمائيد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 12:42 توسط مجید شهیدی
|
|
||
|
|
|
|
|
در اين پست به معرفي توابع متني ديگري خواهم پرداخت. لطفا بر روي ادامه مطلب كليك كنيد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 12:26 توسط مجید شهیدی
|
|
||
|
|
|
|
|
در این پست قصد دارم تا شما عزیزان را با بحث Sensitivity Analysis در اكسل 2007 آشنا كنم. قبل از پرداختن به اصل مسئله با يك مثال بحث را آغاز ميكنم. فرض كنيد ميخواهيم در يك مركز خريد مغازهاي را اجاره كرده و در آن اقدام به فروش ساندويچ نمائيم. قبل از افتتاح مغازه ميخواهيم بدانيم كه ميزان سود، درآمد و هزينههاي متغير، چگونه به فروش يك ساندويچ و هزينه هر ساندويچ بستگي دارد. بر اساس فرضيههاي ورودي ميتوانيم خروجيهاي مورد نياز را محاسبه كنيم. همان طور كه گفته شد اين خروجيها ميتواند مواردي مانند سود، درآمد و هزينه متغير باشد. ممكن است حدس ما در خصوص هزينه متغير توليد يك ساندويچ برابر با ۴ دلار باشد، اما ممكن است اين فرضيه اشتباه باشد. تحليل حساسيت، چگونگي تغيير خروجيها در ارتباط با تغييرات وروديها را تعيين ميكند. بطور مثال ميخواهيم بدانيم كه چگونه تغيير در قيمت محصول بر سود، درآمد و هزينه متغير سال اثر ميگذارد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 14:7 توسط مجید شهیدی
|
|
||
|
|
|
|
|
در این پست قصد دارم شما را با چگونگی استفاده از توابع Text اكسل آشنا كنم. براي اين كار ابتدا هر يك از توابع Text را توضيح داده و سپس آنها را با هم تركيب كرده و كارهاي پيچيدهاي را انجام خواهيم داد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 13:23 توسط مجید شهیدی
|
|
||
|
|
|
|
این تابع در محدوده اعلام شده به تعداد سطر و ستون اعلام شده شمارش کرده و داده موجود در سلی که در محل تقاطع سطر و ستون قرار دارد را نتیجه می دهد =INDEX(array;row_num;column_num) در اين فرمول array آرايه مورد نظر، row_num شماره سطر و column_num شماره ستون ميباشد. به مثال زير توجه كنيد. براي يافتن داده موجود در سطر دوم و ستون سوم از فرمول زير استفاده ميشود.
=INDEX(A1:D8;2;3) در اينجا جواب برابر است با 15.000 ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 9:50 توسط مجید شهیدی
|
|
||
|
|
|
|
این تابع برای یافتن یک مقدار از یک جدول به کار می رود، به این ترتیب که مقدار گفته شده را از ستون اول یافته سپس در همان ردیف و در ستون گفته شده داده مورد نظر را به دست می آورد. دستور این تابع به صورت زير است. =VLOOKUP(lookup_value;table_array;col_index_num;range_lookup) در lookup_value مقداری را که میخواهیم از ستون اول جدول پیدا کنیم وارد میکنیم. در table_array جدول مرجع وارد میشود. در قسمت col_index_num شماره ستونی که میخواهیم جواب از آن ستون باشد را وارد میکنیم. در قسمت range_lookup هم تعیین میشود که اگر تابع مقدار مورد نظر را پیدا نکرد چه کند، آیا نزدیکترین مقدار را به ترتیب نزولی نتیجه دهد یا اینکه دقیقاً همان مورد را جستجو کند، (مقادیر FALSE و TRUE برای این کار استفاده می شود).
به یک مثال توجه کنید. برای جستجوی معادل عدد 20 از ستون دوم: =VLOOKUP(20;A1:E4;2) چون پارامتر چهارم وارد نشده است پس TRUE در نظر گرفته می شود، پس عدد 20 یا کوچکتر از آن نیز قابل قبول است. معادل عدد 20 در ستون دوم عدد 21 است. برای جستجوی معادل عدد 25 از ستون دوم: =VLOOKUP(25;A1:E4;2) چون عدد 25 در بین اعداد ستون اول نیست پس نزدیکترین عدد به آن که البته کوچکتر از آن نیز باشد را در نظر می گیریم یعنی عدد 20 و جواب برابر با 21 است. در صورتیکه در تابع بالا پارامتر FALSE را وارد کنیم، این تابع نمیتواند عددی معادل آن پیدا کند و در نتیجه پیغام خطای #N/A را خواهد داد. همچنین در صورتیکه پارامتر col_index_num کوچکتر از 1 بـاشد، پیغام #VALUE! و در صورتیکه این پارامتر بزرگتر از تعداد ستونهای جدول باشد پیغام #REF! را نتیجه می دهد. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 9:50 توسط مجید شهیدی
|
|
||
|
|
|
|
|
در اين پست شما را با ساختن يك ماكرو در اكسل آشنا ميكنم.
هدف اصلی از ایجاد یک ماکرو آسانتر کردن کارها و سهولت دسترسی به بخش های مختلف برنامه است. اکسل به شما اجازه می دهد تا ماکروهایی ایجاد کنید تا کارهای ناخوشایند و تکراری را تنها با یک کلیک و یا چند کلید انجام دهید. یک ماکرو مجموعه ای از فرمانها، کلیدها و کلیکهای موس است که می توانید آنها را ذخیره کرده و هر موقع نیاز بود آنرا اجرا کنید. برای ایجاد یک ماکرو دو راه وجود دارد.
نوشتن یک ماکرو از ابتدا مستلزم دانستن زبان برنامه نویسی Visual Basic می باشد و از آنجا که ضبط ضربه کلیدها یا کلیک های موس آسانتر می باشد در اینجا به تشریح این روش می پردازیم. به مثال زیر توجه کنید. فرض کنید میخواهیم معتبرسازی مقادیر را به صورت یک ماکرو ضبط کنیم. برای این کار از نوار Developer و گــروه Code بر روی Record Macro کلیک میکنیم. در کادر محاورهای ظاهر شده باید یک نام را به ماکرو اختصاص دهیم «بطور مثال نام Validate را وارد میکنیم». میتوان برای اجرای ماکرو کلید میانبر نیز تعریف نمود که همراه با کلید Ctrl باعث اجرای ماکرو خواهد شد.
پس از کلیک بر روی OK هر عملی که انجام دهید در ماکرو ضبط خواهد شد، بنابراین کلیه اعمالی که برای معتبرسازي دادههاي ورودي بايد انجام داد را انجام داده و پس از اتمام عملیات بر روی گزینه Stop Recording کلیک می کنیم. حال ماکرویی داریم که عملیات معتبرسازی داده ها را با شرط مورد نظر ما در خود ضبط کرده و از این به بعد در هر جائی میتوان از این ماکرو استفاده کرد. برای استفاده از ماکرو، پس از انتخاب محدوده مورد نظر و کلیک بر روی گزینه Macros در نوار Developer کادر محاوره ای شامل کلیه ماکروهای ساخته شده ظاهر میگردد که پس از انتخاب ماکروی مورد نظر، کلیک بر روی Run باعث اجرای ماکرو در محدوده انتخاب شده خواهد شد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 9:4 توسط مجید شهیدی
|
|
||
|
|
|
|
|
توابع جستجو و آدرس:
این تابع دارای چهار پارامتر می باشد. این تابع برای جستجو در محدوده ای خاص برای پیدا کردن عبارتی در سطر اول جدول است که پس از پیدا کردن ستون مربوطه داده موجود در سطر n ام را به عنوان نتیجه اعلام می کند. دستور این تابع به صورت زير است. =HLOOKUP(lookup_value;table_array;row_index_num;range_lookup) مقداری که تابع در سطر اول جدول به دنبال آن می گردد، lookup_value، محدوده مورد جستجو table_array می باشد که شامل سطر اول نیز می شود. row_index_num شماره سطری است که میخواهید پس از پیدا کردن ستون مورد نظر داده آن سطر به عنوان جواب اعلام گردد. range_lookup مقداری اختیاری است که دو مقدار TRUE یا FALSE را میپذیرد. TRUE یعنی مقادیری که در سطر اول قـــــــرار میگیرند باید به صورت مرتب شده بــاشند، در غیــر اینصورت ممکن است تابع جواب درستی ندهد. اگر FALSE را به کار بریم نیازی به مرتب سازی نداریم و جواب دقیقی ارائه خواهد شد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 10:9 توسط مجید شهیدی
|
|
||
|
|
|
|
|
طريقه گذاشتن تصوير در پنجره ويندوز با يک مثال طريقه گذاشتن تصوير در پنجره ويندوز را آموزش ميدهيم. ما در اين مثال ميخواهيم تصوير پنجره درايو D را تغيير دهيم. [{BE098140-A513-11D0-A3A4-00C04FD706EC}] سپس آن را با نام Desktop.ini در درايو D ذخيره کنيد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 12:14 توسط مجید شهیدی
|
|
||
|
|
|
|
در حالت عادی، نحوه آدرس گذاری Excel در فرمولها به صورت «نسبی» میباشد. به اين معنی که با کپی کردن، جابجا کردن يا گسترش دادن محتويات سل به مکان جديد، آدرسهای فرمول موجود در سل نيز به طور منطقی تغيير میکند. در مثال زير فرمول (هزينه - فروش= سود) يا (E6=G6-F6) در سل E6 درج شده است. با کشيدن محتويات اين سل روی سلهـــای E7 تا E9 (خاصيت AutoFill)، فرمول اين سـل به G7-F7 در سل E7 و G8-F8 در سل E8 و G9-F9 در سل E9 تغيير پيدا میکند. يعنی تمام سلهايی که حاوی اين فرمول باشند، برای محاسبات هميشه از دو سل سمت چپ خود استفاده میکنند.
همچنين با Copy & Paste کردن محتويات سل E6 به مکان F14، فرمول اين سل به H14-G14 تغيير میيابد. (به همين دليل مقدار صفر در آن نشان داده میشود). آدرس دهي مطلق را در ادامه مطلب ببينيد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 11:23 توسط مجید شهیدی
|
|
||
|
|
|
|
این تابع نرخ بهره را برای یک قسط از وام مشخص، تعداد قسط و مبلغ مشخص نتیجه می دهد. دستور این تابع به صورت زیر است. =RATE(nper;pmt;pv;fv;type) بطور مثال فرمول محاسبه نرخ بهره برای یک قسط از وام 3.000.000 تومانی با اقساط 36 ماهه و مبلغ هر قسط 106.958 تومان به صورت زیر میباشد. =RATE(36;-106958;3000000) که نتیجه برابر است با 1.4 درصد که مربوط به یک قسط می باشد و اگر این تابع در عدد 12 ضرب شود بهره یک ساله را نتیجه می دهد که برابر با 17 درصد می باشد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 10:21 توسط مجید شهیدی
|
|
||
|
|
|
|
معمولا آرگومانهایی که در این گونه توابع استفاده میشوند به شرح زیر است:
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 11:2 توسط مجید شهیدی
|
|
||
|
|
|
|
يکي از روشهای مفيد برای نمايش بهتر دادهها قالب بندی آنها براساس محتويات سلها ميباشد. به عنوان مثال میتوان اعداد منفی را با رنگ قرمز از ساير اعداد متمايز نمود و يا سلهايي را که کلمه خاصي در آنها درج شده با فونت خاصی مشخص کرد.
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 10:41 توسط مجید شهیدی
|
|
||